تعاریف عملیاتی:
ارتباط با مشتری: برای سنجش ارتباط با مشتری از متغیرهای زیر استفاده میکنیم و مدیریت روابط نزدیک مشتری، همکاری نزدیک با مشتریان، بررسی دیدگاه مشتریان
ارتباط درون سازمانی: برای سنجش ارتباط درون سازمانی از متغیرهای زیر استفاده میکنیم هماهنگی بین بخشها، توزیع اطلاعات مشتریان بین بخشها
ارتباط با سازمانهای دیگر: برای سنجش ارتباط با سازمانهای دیگر از متغیرهای زیر استفاده میکنیم بحث وتبادل نظر در مورد سازمانهای دیگر، شناخت نقاط ضعف و قوت رقبا
مشتری مداری: برای سنجش مشتری مداری از متغیرهای زیر استفاده میکنیم :تلاش مداوم برا شناخت مشتری،اندازه گیری منظم رضایت مشتری
رقیب گرایی : برای سنجش رقیبگرایی از متغیرهای زیر استفاده میکنیم انتخاب فرصتهای بازار بر اساس توان رقابتی، پخش اطلاعات مربوط به استراتژی رقبا در شرکت، پاسخ به اعمال رقبا.
هزینه گرایی: برای سنجش هزینه گرایی از متغیرهای زیر استفاده میکنیم:بهبود مدوام عملیات شرکت، استفاده از اقتصاد مقیاس
نوآوری گرایی: برای سنجش نوآوریگرایی از متغیرهای زیر استفاده میکنیم. توانایی بیان ایدها ،پذیرفتن نواوری براساس پژوهش.
قابلیت بازاریابی: برای سنجش قابلیت بازاریابی از متغیرهای زیر استفاده میکنیم: تبلیغات، روابط عمومی، پیاده سازی برنامه بازاریابی.
عملکرد: برای سنجش تاثیر عملکرد از متغیرهای زیر استفاده میکنیم: عملکرد از سه جزء تشکیل شده است که عبارتند از عملکرد بازار، عملکرد مشتری و عملکرد مالی. در عملکرد مشتری بر وفاداری و رضایت مشتری و در عملکرد بازار بر مقدار فروش، رشد فروش و سهم بازار و در عملکرد مالی بر سود، حاشیه سود، ROI تأکید میشود.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه پژوهش
2-1) مقدمه:
هدف از این بخش بررسی پژوهشها و مطالعاتی است که در زمینه قابلیتهای بازاریابی، قابلیتهای ارتباطی و عملکرد انجام گرفته است. این قسمت خواننده را با کارها و زمینههای قبلی و حیطه مورد مطالعه آشنا میسازد. این فصل از دو بخش کلی تشکیل شده است، در بخش اول به مطالعه مبانی نظری و در بخش دوم به پژوهشهای انجام شده داخلی و خارجی پرداخته میشود.
2-2) مبانی نظری:
2-2-1) قابلیت ارتباطی:
2-2-1-1) مفهوم قابلیتهای ارتباطی
دنیای امروز مملو از تغییرات و دگرگونیهاست. تغییر در فناوری، تغییر در اطلاعات، تغییر در خواستههای مردم، تغییر در مصرف کنندگان و تغییر در بازارهای جهانی. اما از مهمترین تغییرات ایجاد شده در صحنه کسب و کار، تغییر در ارزشهای قابل عرضه به خریداران بوده است که به عنوان عامل اصلی موفقیت در سازمانهای فعلی شناخته میشود و سازمانهای پیشرو در هر صنعت موفقیت خود را مدیون توانایی در عرضه و ارائه ارزش بیشتر به خریداران در مقایسه با رقبایشان میدانند.
وارن کیگان از صاحبنظران علم بازاریابی معتقد است که تنها در صورت تمرکز منابع بر فرصتها و ایجاد ارزش برای مشتریان است که میتوان به مزیت رقابتی پایدار دست یافت و پشتوانهای محکم برای ادامه حیات سازمان و کسب رهبری در آن عرصه رقابت را پیدا کرد. قابلیتهای ارتباطی هنر کسب و کار امروز است. برای حفظ مشتریان کلیدی و سودآور موجود، مهارت در ایجاد ارتباط صحیح با مشتری ضروری است. تئوری بازاریابی کلاسیک، عمدتا به انجام معامله توجه داشته و به حفظ مشتریان اهمیتی نمیداد. اما با گسترش رقابت و اشباع شدن بسیاری از بازارها و تغییرات پیوسته در محیط و ترکیب جمعیت، شرکتها با این واقعیت روبرو شدند که امروزه دیگر مانند گذشته شرکتها با یک نظام اقتصادی روبه گسترش و بازارهای در حال رشد روبرو نیستند. امروزه هر مشتری ارزش ویژه خود را دارد و اینک شرکتها برای به دست آوردن سهم بیشتری از بازار ثابت یا روبه کاهش باید مبارزه کنند، بنابراین هزینههای جذب مشتریان جدید روبه افزایش نهاده است. قابلیتهای ارتباطی به دنبال برقراری ارتباط با مشتریان هدف هستند که مجددا در آینده از او (سازمان) خرید کنند و دیگران را نیز به این کار ترغیب کنند. بهترین رویکرد جهت حفظ و نگهداری مشتریان این است که رضایتمندی فراوان در مشتری ایجاد کرد و آنجه را برای او ارزش تلقی میشود، مورد توجه قرار گیرد تا در نتیجه وفاداری مشتری نسبت به سازمان مستحکم شود. مدیریت ارتباط با مشتری نیز در پی ارائه ارزشهای بیشتر برای مشتری و دستیابی به مزایای ملموس و غیر ملموس ناشی از این رابطه است.
نقش و اهمیت روابط درون سازمانی که دربارهی قدرت و عملکرد رقابتی شرکت است به طور فزایندهای طی دو دههی اخیر مورد توجه قرار گرفته است برای شرکتها بیش از پیش مرسوم و متداول است که با شرکتهای دیگر یا با عرضهکنندگان، مشتریان، رقبا و سازمانهای غیر تجاری- بازرگانی خبره همکاری کنند(کمبس و میتکالفی34، 2000، 209). این موضوع بر اهمیت قابلیتهای ارتباطی35- آن تواناییهایی که هم از دیدگاه عرضهکننده و مشتری برای بهبود و توسعه رابطه اساسی تلقی میشوند تاکید میکند. قابلیتهای ارتباطی نقش کلیدی و مهمی را در افزایش میزان فروش یا سود و درآمد، پیشرفت در دستیابی به بازارهای جدید، توسعه ابتکارات و ایجاد ارزش در روابط ایفا میکند(ریتیر و گیمیوندین36، 2003؛ اکسیو و همکاران37،2008) و ایجاد ارزش در روابط ایفا میکند(دیر و چیو38، 2003؛ دیر و سینگ39، 1998؛ فورستروم40، 2005؛ مولیر41، 2006؛ یولاگا42، 2001؛ واگنیر و هویگل43، 2006). توسعه قابلیتهای ارتباطی به منظور حفظ روابط در محیطی که توسط بازارهای پویا یا تغییر نیازمندیهای روابط مشخص شده است ضروری میباشد. علیالخصوص این موضوع در بیشتر قسمتهای که مسئول تدارکات مشتریان خرده پا و جزئی مهم میباشد (اسیس و ایودریتسچ44، 1988). قابلیتهای ارتباطی در جائیکه عرضه کنندگان کوچک و جزئی در ارتباط با مشتریان نامحدودشان به طور کلی مشترکا در یک رابطه از طریق هزینه یا منافع عایدی، تولید قابلیتها و توانایهای جدید و ریسک پذیری ایجاد ارزش میکنند ممکن است باعث توسعه و اصلاح نوآوری و ایجاد ارزش شود. نوآوری و ابداع را نه تنها به منظور معرفی کالاها و شیوههای جدید ارائه میشود بلکه برای معرفی تغییرات اصلی در مدیریت کارها، ساختار داد و ستد و تجارت، استراتژیهای سازمانی بازاریابی و سرمایهگذاری روی تحقق یافتن یا پیشرفت کالاها و شیوههای ارتباط را توضیح میدهد(ماهروین و همکاران45، 2008).
در خصوص قابلیتهای ارتباطی در موقعیتهای مختلفی بحث شده است. اما با این وجود با هیچ تعریف قابل قبولی دربارهی شرایط و حالات موافقت نشده است. در زیر شرح مختصری از مفاهیم کنونی قابلیتهای ارتباطی را مشخص میکند:
قابلیتهای ارتباطی شامل توانایی پیوند با مشتری- ایجاد و مدیریت روابط نزدیک با مشتریان(دی46، 1994).
قابلیتهای ارتباطی عبارت است از توانایی ارتباط با مشتری به عنوان مجموعهای از سه مولفه وابسته بهم: گرایش، اطلاعات و شکل (ترکیب بندی)(دی و ون دین بیلت47، 2002).
قابلیتهای ارتباطی را میتوان صلاحیت اتحاد با مشتری به عنوان ترکیبی از تشکیل فرایند، برقراری ارتباط و ابعادهای فرعی کنترل(جاکوب48، 2006).
قابلیتهای ارتباطی: توانایی شرکت در هماهنگ کردن و ادغام کردن منابع خود در مقابل فراگیری دانش( ما و همکاران49، 2009).
قابلیتهای ارتباطی: توانایی ایجاد ارزش اضافی از طریق روابط و ارتباطات درون شرکتی(مولر و ترونن50، 2003).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

قابلیتهای ارتباطی: در بازارهای کسب و کار، قابلیتهای ارتباطی تنها به عنوان یک ضمانت از روابط با مشتریان نیست بلکه یک منبع مشخص اتحادها در روابط با انعطافهای استراتژیکی و ساختارهای موثر میباشد (وبستر، 1992؛ هیت و بروزا، 2000؛ جاکوب، 2006؛ ما و همکاران، 2009).
قابلیتهای ارتباطی عبارت است از صلاحیت همکاری به عنوان توانایی برقراری ارتباط متقابل واحدها برای تنظیم که از طریق اعتماد، ارتباط و همکاری ایجاد میشود(سیوادس و دویر51، 2000).
قابلیتهای ارتباطی به عنوان نتیجه گسترش دیدگاه روابط. منافع اضافی از ارتباطات بسیار نزدیک بلندمدت بین شرکتها و بهبود موقعیت رقابتی شرکت در بازار(وبستر1992 ).
جنبههای متدوال کمی هستند که توضیح میدهند چطور مطالعات کنونی قابلیتهای ارتباطی تالیف و طرحریزی میشوند. اولین ویژگی و عنصر رایج روی موضوع دسترسی سریع به اطلاعات، حمایت از ابتکارات و طرحهای جدید و مزیت رقابتپذیری دستاوردها تمرکز میکند(کومبی و گرینلی52، 2004؛ فاهی و همکاران53، 2000، لورینزونی و لیپارینی54، 1999؛ ویراواردینا و اوکاس55، 2004). از این رو قابلیتهای ارتباطی بیشتر به این موضوع اشاره میکند که شرکایی که در معامله و مبادله تجاری شرکت کردند بهتر میتوانند اطلاعات خاص ارتباطی را کسب کنند و نیز سود و مزیت را از طریق اطلاعات تکمیلی بدست آورند. جنبهی رایج دیگر قابلیتهای ارتباطی مربوط به بالابردن استعداد شرکت برای برقراری ارتباط، همکاری و کنترل تعاملات کاری میباشد(دی و ون دین بیلت،2002؛ دیر و سینگ، 1998؛ جاکوب، 2006؛ پایلرج و همکاران56، 2008).
جاکوب(2006) قابلیتهای ارتباطی را شامل سه بعد کلیدی میداند:
قابلیت و فرایند پیکربندی
قابلیت و توانایی ارتباط با مشتری
قابلیت و توانایی کنترل
این ابعاد توانایی شرکت را به منظور آماده کردن راهحلهای ویژه به عنوان راهنمایی یا قابلیت ارتباطی برای مشتریان صنعتی را ارزیابی میکنند. رودریگیز- دیاز و ایسپینو- رودریگیز57 در سال 2006 از این نگرش حمایت کردند، این دو تن کسانی بودند که میگفتند توسعهی قابلیتهای ارتباطی منجر به تکمیل فرایندها بوسیلهی شرکتهای مربوطه میشود بطوریکه هماهنگی بیشتر به معنی همکاری بیشتر، مسئولیت و اعتماد بیشتر، قابلیت ابتکار و نوآوری بیشتر و ساده کردن یا حذف فعالیتهاست(جاکوب،2006، 489). نهایتا قابلیتهای ارتباطی معمولا به پیشرفت افزایش اعتماد و اطمینان، افزایش اطمینان طی روابط و تمایل برای همکاری بیشتر مربوط میشود (سیوادس و دویر،2000 ؛ باکر58، 1992). فرایند پیکربندی، روشهای برقراری ارتباط و کنترل مکانسیم است هم از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد. به منظور هدف بررسی موجود، پیشنهادی که توسط جاکوب در سال 2006 مطرح شد، قابلیتهای ارتباطی به عنوان ساختار سه عنصری است را انتخاب میکنیم و این امکان را میدهد که پیشنهاد ساختاری و اساسی به منظور توسعه قابلیتهای ارتباطی را به وسیلهی ادغام ابعاد کلیدی و میزان توسعه و پیشرفتشان در یک شرکت بررسی میشود. همچنین این نگرش شامل درک دی59 از توانایی ارتباط با مشتری به عنوان توانایی ایجاد و کنترل روابط استوار و صمیمی مشتری میشود که نیازمند سطح بالایی از همکاری و مشارکت در فعالیتهای مشترک مانند رابطهی صمیمی بین شرکا است.
قابلیتهای ارتباط این موضوع را توضیح میدهد که چه شرکتهایی میتوانند در روابط چه خدمتی به هم بکنند، چه عملکردها و عملیاتی را اجرا میکنند و عمق و اهمیت این عملکردها چیست(هاکانسون و فورد60، 2002).
جانسون و فورد (2006) چهار نوع قابلیت وتوانایی را که در توسعه و مدیریت اکثر روابط تامینکننده مشتری خرده پا مهم وحساس هستند را معرفی و ارائه کردند که عبارتند از :
1- قابلیت تکنولوژی
2- قابلیت انسانی
3- قابلیت نظام مند مدیریتی

4- قابلیت تعامل فرهنگی
قابلیتهای ارتباطی تکنولوژیکی شامل پیشرفت نظامها و پروسههای تکنیکی در موسسات عرضه کننده و مشتری میشود با پیشرفت بینظیر تواناییهای تکنولوژیکی شاید عرضهکنندگان تواناییهایشان را به منظور ایجاد نظامهای تکنیکی و تکنولوژیکیهایی که برای مشتریهایشان ارزشمند هستند را توسعه دهند. ممکن است شرکتی در یک شبکه به دلیل رقابت تکنیکیاش و تاثیر مثبتی که رقابت روی روابط کاریاش گذاشته برای دیگران جذاب باشد (هاکانسون و سنیهوتا61، 1995). به منظور جلوگیری از تضعیف و فرسایش امکانات و تواناییها این موضوع مهم است که عرضه کنندگان به طور مداوم نوآوریهای تکنو لوژیکی شان را برای اینکه برای اکثر مشتریانشان امکان ایجاد تواناییهای باارزشی را فراهم کنند توسعه دهند(فورد و سارین62، 2001). رابطه تامینکننده مشتری خردهپا و کوچک از جهاتی در پیشرفت توانایی و قابلیتهای ارتباطی (رابطهای) تکنولوژیکی عرضهکنندگان کوچکتر ضروری و حیاتی است. دلیل اول توسعه سیستمهای تکنیکی و نوآوری تکنولوژیکی عرضهکنندگان جزیی است و دلیل دوم ایجاد فرصت برای ترکیب تکنولوژیکهایی است که در شبکهی وسیعتری موجود میباشند. شناسایی دو جانبه لوازم و مقتضیات تکنولوژیکی مشتری و عزضهکننده امکان پیشرفتهای تکنولوژیکی را برای اینکه بهتر برنامهریزی و پیشبینی شوند را فراهم میکند(جانسون و فورد63، 2006). علاوه براین معمولا مراحل پیشرفت کالای موثر شامل مشارکت گروههای چندکاره (چند منظوره) است که منابع تخصصی مختلفی را یکجا جمع میکنند(ایسین هاردت و مارتین64، 2000). از طریق نوآوری همکاری یک گروه تامینکننده مشتری میتواند کالا و راه حلهای کاری جدیدی راکه ممکن است معیار صنعتی نوینی شکل دهد ارائه کند(مولیر و تورونین، 2003).
قابلیتهای ارتباطی انسانی به پیشرفت دانش وسطح آگاهی کارمندان توسط مشتریان و عرضهکنندگان مربوط میشود و شامل مهارتهای پایهای شرکت میشود(لیونارد- بارتون65، 1992).
شرکت و موسسات ابزاری برای سهیم کردن و انتقال دانش افراد و گروههای درون آنها میباشند (کوگیت و زاندیر66، 1992). ارتباطات با مشتری، مخصوصا آنهایی که با اعتماد مشخص شدهاند، تمایل دارند که اطلاعات مشترک مشتری را ارائه کنند(دیر و چیو67، 2003). در مقایسه با روابط افقی، ارتباط درون سازمانی عمودی بر حسب انتقال اطلاعات، به دلیل سطح بالای ارتباطات ثابت و نسبیشان (ریندفلیسچ و مورمن68، 2001). بیشتر اطلاعات مشترک بین مشتریان و عرضهکنندگان، مخصوصا بین شرکتهای عرضهکننده، علم و دانش و یادگیری را بالا میبرد (دیر و هاتچ69، 2006). دانشی که از طریق یادگیری تعاملی بدست آمده باشد به احتمال زیاد این امکان را به شرکت میدهد تا معیار منحصر به فردی را به قابلیتهایش اضافه کند(لانی و لیباتکین70، 1998). اگر موسسات عرضهکننده، قابلیت انسانی تثبیت شده و پرسابقهای را داشته باشند به احتمال زیاد بهتر میتوانند از وابستگیها و اطمینانهای بیش از حد جلوگیری کنند، به قدرت برسند و نقش متعادلتری برای طراحی همکاری با روابطشان پرورش دهند.
قابلیتهای ارتباطی نظاممند مدیریتی به ساختارها و روشهای خاصی مربوط میشود که امکان ایجاد دانشی را فراهم میکند که به هر شرکت و موسسهای ویژگی خودش را میدهد(هاکانسون و سنیهوتا، 1995). این گروه از قابلیتها به پیشرفت ساختار و روابط عرضهکنندگان و مشتریان مربوط میشود. ممکن است قابلیت سیستمهای مدیریتی به علت پیشرفت ساختار و توانای مالی مدیریتی موثر و قوی که یک تامینکننده را قادر میسازد تا توسط همتایش موفق یا سازمان یافته به نظر برسد روی ویژگیهای ارتباطی تاثیر بگذارد.
قابلیتهای ارتباطی فرهنگی به نگرشهای منحصر به فردی دربارهی همکاری متقابل مربوط میشود که این امکان را برای شرکت فراهم میکند تا با فرهنگهای مختلف و ارزشها و معیارهای همتایانش رقابت کند(جانسون، 2005). این قابلیتها به پیشرفت فرهنگی و ارزشی عرضهکنندگان و مشتریان مانند اینکه چطور شرکتها با ارزشها و معیارهای ریشهدار و تثبیت شده یا الگوهای رفتاری در روابط تحت تاثیر قرار میگیرد مربوط میشود. قابلیت عرضه کننده برای فهم و درک و ایجاد رابطه با فرهنگ و معیار مشتریاش روی این موضوع که عرضهکننده چطور با اختلاف و تضادی که در ارتباط با مشتری وجود دارد برخورد میکند و تاثیر میگذارد. ممکن است ایجاد فرهنگ و معیارهای مشترک فرصتهایی را برای افزایش جدیت بیشتر و نیز افزایش ارزش فرصتهای ابداعی به منظور ارتقا ارتباط را فراهم کند.
2-2-1-2) قابلیتهای ارتباطی بعنوان یک موضوع پدیدار و روشن در زمینههای مدیریت استراتژیکی بازاریابی صنعتی خرید و تجارت بینالمللی
شواهد وسیعی وجود دارد که شرکتها در ارتباط با دیگر شرکتها قادر به تهیه و تدارک منابع و حمایت از تولیدات، پیشرفت تکنولوژی فعالیتهای بازاریابی میباشند(ناریولا و هاگیدورن71، 1999؛ اینکپین72،2001). با این حال پیشرفت استراتژی ارتباطی کمی پیچیده هستند. شرکتها ساختارهای شبکهای گوناگونی را با شرکای مختلف دارند(کاپالدو73، 2007). نمایش یکسری از رابطهها براساس معاملات ساده بازار گاهی ارتباطات را قوی میکند از سوی دیگر، رابطههای مشارکتی ممکن است بعنوان اتحادها “پیوستگیهای استراتژیکی” رقابتهای سودمندی را ایجاد کنند(دیر و سینگل، 1998)
ارتباط درون سازمانی، اغلب نگرشهای مشارکتی و رقابتی را با هم نشان میدهد(براندیربیورگیر و نالیبیوف74، 1996). با این حال شرکا در بین شرکت همیشه دریک خط انتظاراتی نیستند. مطالعات تجربی مختلف مشارکتهایی را در بحرانهای موجود مشخص میکنند(داس و تینگ75، 2000؛ پارک و یونگسون76، 2001). بنابراین مدیریت روابط خارجی سازمان یک موضوع استراتژیکی برای شرکتهاست یک موضوع مشخص برای محققین آکادمیک. تحقیقات و مطالعات بر روی راهکارهای استراتژیکی مهم تلقی شده و همین طور موقعیت و عملکرد پیوستگیها تاکید زیادی روی متغیرهایی چون اعتماد، تعهد، مکانیسمهای نظارتی(حکومتی) و تکمیل منابع دارد(موهر و اسپیکمن77، 1994؛ اینک پین78، 2001؛ ایریلاند، هیت و وایدیاناث79، 2002). که درعین حال نقش شبکههای اجتماعی در تکامل شرکتها نیز مهم تلقی شده است(هیوت، استافورد، والکیر و رینگین80، 2000). بسیاری از مسئولین مفهوم یکسانی را برای تلاش مشارکتی در نظر گرفتند که این موضوع هم بیشتر به میزان و درجه اعتماد، ارتباط و هماهنگی رابطهها در میان واحدهای سازمانی مختلف بستگی دارد(سیواداس و دویر، 2000). شرکتهای دیگر نیز نگرشهای بیرونی درباره ساختار شرکتها مطرح میکنند که اجرای فعالیتهای مشترک را با شرکای خارجی تاکید میکنند(لورین زونی و لیپارینی، 1999؛ کاپالدو، 2007؛ کالی و سینگ81، 2007) و باز هم قابلیتهای ارتباطی و توانایی ایجاد اتحاد و هماهنگی و صلاحیتهای یکسان را مطرح میکنند.
قابلتهای ارتباطی سه ویژگی اصلی را دنبال میکند:
1) تاکید شدیدی روی تجربه و فرآیند یادگیری دارد که در عین حال سازمان قادر به پیشرفت دانش و آگاهی خود درباره چگونگی مدیریت محیط میباشد(کالی و سینگ، 2007).
2) فرآیندهای مرتبط با دانش گاهی ممکن است منجر به برقراری مکانیسم های سازمانی ویژه درجهت مدیریت روابط خارجی شود(کالی و همکاران82، 2002). که در این خصوص مکانیسمها یک منبع مکمل و تکمیلی را با توجه به داراییهای شرکت ارائه میدهند که در این درباره حس اعتماد در ارتباط از نظر اجتماعی بسیار مهم و موثر است. گاهی ممکن است منابع سازمان منجر به مشکلاتی شوند که به علت رقابت با دیگر شرکتها به وجود میآید.
3) این قابلیتهای ارتباطی بیشتر روی تعقیب مدیریتی تاکید میکند که مکانیسمهای سازمانی در این امر بسیار دخیلاند(هیمیریکس83، 2004؛ کاپالدو، 2007).
دستاندرکاران مختلف در این خصوص تاکید زیادی روی عمق تحقیقات و روی عناصر اصلی قابلیتها و شرایط لازم برای پیشرفتشان دارند(زاجاک84، 1998؛ کالی و همکاران، 2002؛ هیمیریکس، 2004). بر طبق نظریه کالی و همکاران(2002) تحقیقات مختصری روی ساختار و تواناییهای یکپارچه، دیده شده که این که این نشان میدهد ما هنوز اطلاعات کمی برای پیشرفت قابلیت اتحادی و همسانی داریم. شرکتهای اخیر سعی داشتند که این مشکلات را حل کنند.
اسچرینیر و کورستین85 در سال 2004 مفهوم قابلیت همکاری را بصورت اتحاد و تکمیل سه بعد اصلی پیشنهاد کردند:
بعد ساختاری که مرتبط با حمایت از سرمایههای ارتباطی با معاملات داخل شرکتی است.
بعد شناختی که اهمیت ویژهای به انتقال یادگیری و دانش میدهد.
بعد عاطفی که تاکید زیادی روی پیوندهای اجتماعی و عاطفی در بین افراد دارد.
پژوهشگران دیگری (هیمیریکس، 2004؛ هیمیریکس و دیوستیرس، 2007) یک تحلیل عمیق روی مکانیسمهای داخل سازمان و برای مدیریت روابط خارجی نشان میدهند. هدف اصلی این است که تواناییها و قابلیتهای ارتباطی در سطوح گوناگون بررسی شوند. مکانیسمهای که در رابطه با فرایندهای یادگیری هستند به چهار عامل اصلی تقسیم میشوند:
دستورالعملها: مثل بخش اتحاد و پیوستگیها در ارتباط با امور کارها
ابزارها: مثل یک سیستم اطلاعاتی که جریانهای مرتبط به دانش مدیریتی را حمایت میکند
مدیریت و فرایندهای کنترل: مثل یک سیستم محرک برای پیشرفت در امور یادگیری
پیشرفت حامیان خارجی: مثل مشاورین که قادر به تهیه و مدارک منابع دانشی و علمی در رابطه با مدیریت شرکا هستند.
2-2-1-3) نقش قابلیتهای ارتباطی به عنوان یک ساختار واسطهگر
طرح و ساختار قابلیتهای ارتباطی، همانطور که شامل منابع انسانی است که امکان ارتباط درون سازمانی، تبادل اطلاعات و همکاریهای متقابل حساب شده را فراهم میکند، میتواند به اهمیت اساسی در اوضاع و شرایط محیط تجاری پیچیده، ناپایدار و پویا همانطور که برای تغییر ساختارهای تجاری در اقتصادهای موقت دلالت میکند. بیان میشود که چنین پیچیدگی دلیل از بین رفتن امکانات و قابلیتهاست(اتیواهینی- گیما86، 2005). بنابراین قابلیتهای ارتباطی تاکنون به عنوان توصیف اهمیت کارآیی و تواناییهای مهم تعبیر میشود. ویژگی دیگر نظامهای اقتصادی موقت نقش تعاملات(همکاری متقابل) و شبکهها به عنوان جبرانی برای کمبود سازمانها و موسسات حامی تجارت است(سالمی87، 2004). تیسی، پیسانو و شین88 در سال 1997 در این زمینه معتقداند که در تغییر سریع فضاها و محیطها ارزش بدیهی در توانایی فهمیدن نیاز به پیکربندی دوباره ساختار امتیاز شرکت و دست یافتن به ضرورت تغییر درونی و بیرونی وجود دارد. این قابلیتهای ارتباطی(یعنی پیکربندی دوباره ساختار امتیاز شرکت در مقابل نیروهای خارجی) منجر به فهمیدن نیازهای اجرایی یا نسبی سهامداران خارجی میشود(کوویلو، برودیو، داناهیر و جانستون89، 2002).
2-2-1-4) تاثیرات قابلیتهای ارتباطی روی معیار تولیدی و نوآوری و ابداع:


پاسخ دهید